السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
487
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح در ابتداى اشكال ، دو مورد نقض مطرح شد : يكى از آنها دربارهء صورت جسميه كه فصل جسم هست بود . و گرچه اشكال در خصوص صورت جسميه بود اما پاسخ مؤلف به نحو كلى بوده است و تمام صورتها را گرچه صورتهاى جسميه نباشند ، بلكه يكى از صورتهاى نوعيه باشند شامل مىشد . اما از اينجا به بعد مورد دوم نقض ، جواب داده مىشود . حاصل جواب آن است كه تعدد اعتبارات سهگانه كه در مورد صورت جسميه مطرح شد در مورد نفس هم مىآيد . اعتبار اول آن است كه نفس ، فصل نوع انسانى است . بدين لحاظ ، وجود او وجود ناعتى است و ماهيت براى او وجود ندارد تا مندرج تحت ماهيت جنس شود . اعتبار دوم آن ، صورت به شرط لا بودن نفس هست كه بدين لحاظ گرچه نفس ماهيت دارد اما بين او و جنس خود حمل اولى صورت نمىگيرد تا مندرج تحت جنس جوهر باشد . مؤلف در عبارت كتاب اشارهاى به اين اعتبار در مورد نفس ننمودهاند . اعتبار سوم اينكه نفس موجودى است كه ذاتاً مجرد است و تجرد او مصحح وجود لنفسه اوست . در اين اعتبار ، نفس تمام حقيقت نوع است و به بساطت خود واجد تمام اجناس و فصول پيشين از جمله جوهر مىباشد . اطلاق جوهر بر او اطلاق حقيقى و از اين رهگذر بر فصل انسانى نيز جوهر به عنوان خارج لازم ، اطلاق مىگردد . بدين اعتبار اشاره مىكنند به جملهء « وهى تمام حقيقة النّوع فيصدق عليه الجوهر فتكون هى النوع الجوهرى » . بنابراين نفس به اعتبار فصليت كه همان اعتبار مقام فعل باشد داراى وجود ناعتى است و ماهيت ندارد تا مندرج تحت جنس جوهر باشد اما به اعتبار ذات مجرد خود چون تمام حقيقت نوع مىباشد جوهر بر آن اطلاق مىگردد اما اطلاق جوهر به معناى اندراج صورت تحت جوهر نيست بلكه به معناى اطلاق عرضى لازم بر ملزوم مىباشد .